شاید بسیاری بر این گمان باشند که دعوای کودکان امری طبیعی است و نباید خیلی نگران بود، و این مشکل خود به خود مرتفع خواهد شد، اما تحقیقات ثابت کرده که تمامی رفتارها و ناهنجاریهای اخلاقی در سنین بالا، ریشه در کودکی افراد دارد و عمدتأ افراد عصبی، بداخلاق و عبوس از کودکی اینگونه آموزه ها را دیده اند و خشت اول این رفتار زشت در کودکی گذاشته شده است.

همه ی فرزندان نیازمند توجه و آغوش گرم والدین خود هستند، توجه مستقیم، اندیشیدن به نیازها و خواسته های آنان و در دسترس بودن والدین از مهمترین نیازهای کودکان به شمار می آیدو زمانی که والدین به نیازهای کودکان توجه نکنند، آنها به آسیب دیدگی روحی دچار شده که به صورت ناامیدی و بی اعتنائی بروز می کند.

در بیشتر موارد فرزندان احساسات خود را پنهان می کنند، زیرا کسی در اطراف و نزدیکی آنان وجود ندارد تا شنونده ی گفته های آنان باشد و از احساسات نهفته ی آنان باخبر باشد.

زمانیکه والدین به فرزند دیگر توجه نموده با یکدیگر یا دوست خود صحبت می کنند، احساسات کودک آسیب دیده تحریک می شود، او بیش از پیش نسبت به توجه والدین احساس نیاز می کند، نیازی فوری و اضطراری که باید به آن پاسخ داد.

کودکی که نسبت به توجه والدین خود احساس نیاز می کند، بطور طبیعی ولی در شرایطی دور از انتظار والدین احساس درونی و نهفته خود را آشکار می سازد، احساساتی که به شکل گریه کردن، خندیدن، بدخلقی، عرق کردن، لرزیدن، دعوا کردن بروز می کند. و به منظور جلب توجه و رضایت پدرومادر آشکار می شود. این رفتارها ادامه می یابد تا عملکرد والدین متوقف شود و توجه آنها به سوی فرزندشان معطوف گردد.

شنیدن حرفهای فرزندان بدون قضاوت راه حل مناسبی است که به فرزندان کمک می کند تا بتواند فشار روانی موجود را برطرف سازد.

*       راهکارهایی برای اتخاذ موضع مناسب به هنگام نزاع کودکان

باید توجه داشت که نزاع کودکان یک فرصت یادگیری اجتماعی است و هر چند پیش آمدن آن امری بدیهی است، آنچه مهم است نحوه ی مدیدیت والدین است.

1-  در هنگام بروز نزاع کودکان، والدین نباید قاضی باشند، زیرا هر یک انتظار دارند، به نفع آنان داوری گردد.

2-    به هنگام نزاع تا سر حد ممکن خود را دور نگه داریم، مگر اینکه اتفاق خاصی روی دهد.

3- در مسائل، بویژه مسائل جزئی حل و فصل اختلاف را حدالمقدور بر عهده ی خودشان بگذاریم مگر درگیری و نزاع بسیار حاد باشد.

4- منشأ درگیری شناسایی شود، حس حسادت، انتقام گیری، چه عاملی منشأ بوده است، آیا منشأ خود والدین بوده است، یعنی با محبت به یکی از فرزندان آن دیگری وادار به واکنش شده است؟ و حسد او برانگیخته شده است.

5- والدین رفتارهای پرخاشگرایانه خود را هنگام حضور کودکان بروز ندهند.

6-    پاسخ به درخواست های منطقی کودکان و عدم مقاومت خصومت آمیز در برابر درخواست های غیرمنطقی آنان.

7-  پرهیز از بمباران انتقادی فرزندان.

8-  تأکید بر نکات مثبت شخصیتی فرزندان.

9-  شناسایی ریشه های لجبازی و حالت دفاعی و مشاجره ی لفظی و تبدیل به رابطه ی ساده و مثبت و سازنده در بین فرزندان.

10- والدین اجازه دهند فرزندان خود مشاجره ی بین خود را حل کنند، و با مداخلات خود به آن دامن نزنند.

11- بکارگیری نقش مشاوره توسط والدین هنگام مشاجرات.

12-  درخواست از فرزند کوچکتر برای احترام به فرزند بزرگتر و از فرزند بزرگتر برای مراقبت از فرزند کوچکتر توأم با آموزش لازم.

13-  آموزش معنای ارزشمندی و دوست داشتن به فرزندان.

14-  پاسخگویی به نیازهای عاطفی فرزندان.

15- صحبت و گفتگو با آنان فارغ از مسائل دیگر تا احساس آنها درباره ی توجه ما به آنها بدون خدشه بماند.

16- حضور بموقع در صحنه ی درگیری تا از عصبانیت و صدمه زدن به هم جلوگیری گردد.

17- رفتارهای خوب یکی را به رخ دیگری نکشانیم.

18- بکارگیری سیستم تشویق و تنبیه با رعایت تعادل (ورود در موقع بازی و تشویق کارهای خوب و حساس بودن نسبت به دعواها تا زشتی آن از بین نرود).